تبلیغات
♥בنــیـــاے בـخـتَـــــــرפּنہ مـا♥




چگونهـ باڪلا๛ باشیم؟

פֿـب هــمیטּ ڪهـ علاטּ تو وب منیـב פֿـوבش اوووووووج

ڪلاسهــ....بریـב פֿـوش باشیـב
.
.
.
باعرض سلاܢܢ פֿــבمت هــمهـ פֿـجستگاטּ گرامے

بهـ  وب مטּ  פֿـوش اومـבטּ ؋ـرموבیـב

ایטּ وب هــر روز آپ میشهـ بهـ بـᓆـیهـ صـ؋ــפـهـ هــا سر بزنے ضرر نمے ڪنے

 ایטּ جا یـہ בنیاے ڪوچولو واـω وᓆـتاییـہ ڪـہ از בنیاے واـᓆـعے פֿــωـتـہ شـבم...

جاییـہ ڪـہ توش פֿـوב פֿـوבمҐ

ڪپے آزاـב است!والا مگهـ ارث بابامهـ اصטּ وبلاگ متعلـᓆ بهـ شوماست
 
                 با تباـבل لینڪ بسیار مواـ؋ــᓆـܢܢ و هــمیטּ طور پیـבا نموבטּ בوستاטּ  
               جـבیـב و قرار دادن لوگوشون و قرار دادن لوگو ما
                   
نویسنده هم پذیرش میکنیم.چرا که نه

ڪامنتـ همـ بزاریـــد جبرانـ میڪنیمـ تا زیر

1000
 
  هــیچے בیگهـ هــمیטּ


פֿـوش بگذرهـ

آهَـ ـ ـنگـ وِبـ ـ,ـ: 
در حال حاضر محرمه 
اهنگ نداریم...هه!!!
چیه منتظر بودی؟؟؟^~^


  
سه شنبه 30 تیر 1394 | 01:54 ب.ظ | کامـنـت()



سلامی گرم بر همه شما دوستان.......

حال واحوال.....؟؟؟

اومدم بگم یه مدت نمیام....

به خاطر یه سری مسائل.#_#

نه اینجام

نه نما

نه نهال

         نه اینستا         

ولی تل صد اندر صدر در صد هستم....



اولش این که چن هفته پیش خانوم سهرابی داشت امتحان

 دینی از 5تا درس میگرفت

من برگمو دادم...ولی چون توی نیمکت اخر نشسته بودم..

در کتابو باز کردم و یکی یکی جوابارو واسه بچه ها میخوندم....₩_₩

نفر جلوییم(نیلو ملقب بع لولو)

از انیشتن های کلاس تشریف دارع که ماشالاش باشه هیچوقت درس نمیخونه..خخخ

اون سوالارو میخوند منم جواب میدادم

خانومم اصن نمیفهمید

تا روشو اون ور میکرد هی تقلب میدادم

اخرشم فک کنم به نصف بچه ها کلاس جوابارو رسوندم£_£

این قده از دس شهلا خانوم خندیدیم که نگو

تازه یه شعر جدید با همکاری بچه ها کلاس سرودیم(واسه شهلا خانوم)..

که طرح اِعمالشو فقط جهان میره....

.(فقط خواهشا نخندین):

شله شله شله شله شله

شله شله شله شله شله

شهلا چه قد انتره

ایشالله مبارکش باد

حبیب از اون بدتره

ایشالله مبارکش باد

شله شله شله شله شله

شله شله شله شله شله

تازه جهان رفته بود پشت خانوم و با ادا و اصول های میثم(یکی از داداشای خداوردی)

خلاصه ما خیلی شادیم

خییییییییلییییییییییی


http://s9.picofile.com/file/8295408984/Negar_%DB%B1%DB%B7%DB%B0%DB%B5%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B3%DB%B4%DB%B7.png


وایی چن هفته پیش که خیلی خوش گذشت(روز معلم)...

بعد از ظهرش که رفتیم کلاس زبان

با بچه ها تصمیم گرفتیم خانوم عزیزی رو سوپرایزش کنیم...


براش کیک گرفتیم و کلی عکس و خوش گذروندیم♡_♡


http://s8.picofile.com/file/8295409026/CYMERA_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7%DB%B0%DB%B5%DB%B2%DB%B0_%DB%B0%DB%B0%DB%B1%DB%B3%DB%B4%DB%B2.jpg

شنبش  هم تولد دوستم بود..تو کلاس زبان...

برامون ایس پک اورد و شعر

Happy birthday to y♡u

♡_♡Mahsa♡_♡

رو براش خوندیم...

بعدشم نوش جان کردیمو

 مدیرمون اقای اتنظاری خیلی سریع براش یه کادو رف و گرف

یه کتاب بود....اسمش یادم نیسـ دقیق

خلاصه کلی خوش گذروندیم و ۵شنبه هم راحله دوستم برامون اش اورد

ساعت ۸کلاس داشتیم تا ۱۰

راحله هم به خاطر قدم نورسیدشون اش همدانی اورد

اصن وقتی این پیازای سرخ کرده طلایی روی اشو میدیدم روحم پر میکشید

خیلی بوی خوبی میداد..ولی نتونستم بخورم

و این که برد استقلال و نایب قهرمان شدنمونم تبریک میگم

I l♡ve u farshid

I l♡ve u jaber

و این که بردمون از التعاون و هم باز تبریک عرض مینمایم...

مقسی بابت گل های قشنگی که زدین....

لایک که نه ..بیگ لایک دارین به ولله...¥_¥

اما هیچی به اندازه شعارایی که تو ورزشگاه میدادن خنده دار نبود...

بابام برام ترجمه میکرد و ننم حرص میخورد(اخه  سپاهانیه)

حالا من یکی از خوباشو میگم...ولی بماند که بداشم بازم خوباشه...خخ

یه تیم داره اصفهان

سوراخ نصف جهان

نشنیدم چیییییییییییییییی؟

یه بار دیگه برو..

و همچنین به شوما عرضه بدارم که ۳شنبه و چهارشنبه مَدِسه نرفتم

بیکاز سرما خوردم ...همشم تقصیر خودمه

چون دوشنبه ما رفتیم بهداشت واسه نیمیدونم چکاب و ال و بل و جیمبل...

موقع رفت بارون میومد ولی کم...ولی موقع برگشت....

بارون تند بود...

من(نابودگر 5)+پری(نابودگر6)+نگین(نابودگر7)+لولو وسط کوچه میدوییدیم...

بلند بلند اهنگ چتر خیس حامد همایونو میخوندیم...

میدونم روانیم.ولی من به امید همین چیزا..

به قول خودم(چل بازیا) و همین رفیقای خل و چل و تیمارستانیم زندم..

و بر اثر همین خوش گذرونی من این ویروسو گرفتم...

سه شنبه چون تبم شدید شد(طرفای 39و40 بود)

ولی خوب...الان بهترم

تازه اون۵شنبه جمعه ای که ولادت بود دوستام اومدن عیادتم...

کلی خوش گذروندیمو اهنگ خوندیمو ادامش...

بعدشم با هم رفتیم تو خیابونا دور دور...

و بسی خوش گذش بِم چهارشنبه هم....زنگ دوم....

اخرین زنگ تفریحی بود که با دوستام کنار هم بودیم...

برامون اهنگ های حامد همایونو گذاشته بودن...

ما هم چون افتاب بود رفتیم کنار راه پله های ورودی حیاط که سایه بود نشستیم..

اونم زیر بلند گو...یه گله هم ادم بودیم...

همه اشکشون دراومده بود

ولی من هیچ احساس خاصی نداشتم..

چون اخرین زنگ تفریحمون بود نمیخواستم گریه کنم..

ولی خوب شونه هام خیس شده بودن از اشک بچه ها..کلی همو بغل کردیم و ...

اما خوب چون تابستون کلاس حفظ ویژه قرآن گذاشتن تو مدرسمون

و همه بچه هارو مجبور کردم که ثبت نام کنن دیگه غمیم نیس..

تو خواب ببین حفظ کنیم...ولی خوب باید حفظ کنم دیگه

راستی ویروس نت زدگی پیدا کردم..اصن طرف وای فام نمیرم دیگه

و این که این اخرین پست من تا24 خرداد یا 28خرداده

تا اون موقع هم که گفتم نمیام

و بقیش

پس بای تا های

دوستون دارم

فدآمدآ..♡_♡

 





  
شنبه 30 اردیبهشت 1396 | 01:28 ب.ظ | کامـنـت()


  #:(
هلوع نایسیام

اینجا داره بارون میاد مث چییییی

رَگباری.....

رفتم زیر بارون....#_#

نمیدونین که چه حالی داشتم♡-♡

حس خاصی بود....@_@

خیلی خاص؟_؟

به قول مهدی:*-*

........

اگه بارون بباره....

یه چن تا دونه....

چه حالی میشم....♡_♡

خدا میدونه.....

چه حالی خوبی....

تو قلبام♡ونه....

چه قد میخوامت...خدا میدونه...

چشات..نقاشی خداس...

میخواستمت ببین خدا همینو خواس...

هوا...هوای عاشقاس♡

زمین از این به بعد بهشت ما دوتاس♡


.....¥_¥....





  
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 | 06:20 ب.ظ | کامـنـت()




  
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 | 09:34 ب.ظ | کامـنـت()



Image result for ‫عکس دخی در حال پرش‬‎
مטּ بهـ انـבازهـ چشماטּ تـפּ غمگیــטּ مانـבم

  פּ بهـ انـבازهـ هــر برق نگاهــت نگراטּ  
 פּـلیــ....
  تـפּ بهـ انـבازهـ تنهــایــیـ مטּ  
 شاـב بماטּ 


  
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 | 08:02 ب.ظ | کامـنـت()



Image result for ‫عکس دخی تو هوا‬‎

 פֿـریــت یــعنیــ:

 “صـבاقت با ڪًــωـیـ ڪًـهـ ωـیــاـωـت בارهـ 
.....هِـ ـعـ...:)......


  
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 | 07:59 ب.ظ | کامـنـت()




Related image

عاشق شدن
چیز سادہ ای ست...

آنقدر ڪہ همہ ی انسان ها توان تجربہ ڪردن آنرا دارند...

مہم عاشق ماندن است

بی انتـہا بی منت تا ابــــد...!!!!


  
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 | 07:47 ب.ظ | کامـنـت()



 مــــن دخــــتر شدم...

تا با تــــمام وجودم عاشـق یه نـــفر باشم، فقط یه نفر...

من دخــــتر شدم...

تا با احســاسات قشــنگم آرومــش کنم...

من دخـــــتر شدم...

تا تکــــیه گاه خســــتگی های یه مــــرد باشم...

من دخـــــتر شدم...

تا به یـــه نوزاد زنــــدگی ببخـــــشم...

به ســـلامتی دخــــترای سرزمینــــــم



  
جمعه 1 اردیبهشت 1396 | 09:32 ب.ظ | کامـنـت()


 صفحه هــا: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...